حافظه
حافظه
در اصطلاح
روان شناسی حافظه یک توانایی ذهنی برای ذخیره در ذهن نگه داشتن و یادآوری اطلاعات
می باشد.مطالعات و تحقیقات سنتی به عمل آمده در رابطه با حافظه ، در زمینه های
فلسفی ، شامل تکنیک های افزایش میزان حافظه می باشد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل
قرن بیستم ، حافظه را جزئی از روان شناسی ادراکی دانسته اند. در رده های اخیر ، آن
یکی از اصول اساسی و بنیادی شاخه ای از علم ، به نام علم
عصب شناسی ادراکی ، شده است ویک ترتیب درونی ذهنی و عقلانی بین روان شناسی و علم
عصب شناسی وجود دارد.
محتوا
از منظر روند پردازش اطلاعات ، سه مرحله ای اصلی در تشکیل و اصلاح ، بهبود و بازیافت حافظه وجود دارد:
- به رمز نوشتن یا ثبت (دریافت اطلاعات و ترکیب اطلاعات دریافتی).
- ذخیره (ثبت اطلاعات جدید و به رمز نوشتن و رمز دارد کردن اطلاعات).
- اصلاح و بازیافت یا یادآوری (بازگشت به اطلاعات ذخیره شده در پاسخ گویی به تعداد از روش ها در فعالیت ها)
حافظه ی حسی (وابسته به مرکز حواس)
حافظه ی حسی تقریباً مربوط به 500 – 200 یک هزارم ثانیه اول پس از دریافت یک آیتم و مطلب می باشد.
توانایی دیدن و به یک شیء و یادآوری اینکه آن شیء چه چیزی بود در عرض یک ثانیه ونگاه کردن به آن و یا به خاطر سپردن آن ، نمونه ای از حافظه ی حسی است. در دوره های کوتاه مدت.
دیدن و
نگاه کردن ، افراد و بیننده ها اغلب چیزی را گزارش می کنند که ظاهر به نظر می رسد
بیشتر از زمانی که می باشد که به طور واقعی و استاندارد بتواند آن را توصیف کنند و
گزارش دهند. آزمایشهای اولیه در رابطه با این حالت از حافظه ی حسی ، در ابتدا در
سال 1960 توسط George
Sperling با
استفاده از یک نمونه گزارش شده ی مختصر و محدود ، انجام شده وبه نتیجه رسیده است.
موضوعات با یک شبکه ویا یک گروه تشکیل شده از 12 حرف که در 4 ردیف مرتب و تنظیم
شده بودند ارائه شد ، بعد از یک ارائه و نمایش کوتاه مدت و مختصر موارد آزمایشی در
سه سطح و حالت بالا ، متوسط و پایین ، جهت آزمایش و گزارش در
ردیف ها قرار گرفتند. بر اساس این آزمایشات ، sperling قادر بود نشان دهد که توانایی و ظرفیت
حافظه ی حسی تقریباً 12 آیتم بود ، اما آن خیلی سریع درجه بندی شد.
چون این از حافظه ی حسی خیلی به سرعت درجه بندی می شود ، شرکت کنندگان در آزمایش آن را به صورت واضح و آشکار خواهند دید. اما آنها در توصیف و گزارش تمام آیتم ها ، قبل از محو شدن و برداشته شدن آنها ناتوان هستند. این نوع از حافظه نمی تواند از طریق تکرار و تداوم یابد و به درازا کشیده شود.
حافظه کوتاه مدت
حافظه
کوتاه مدت اجازه می دهد تا اطلاعات در یک دوره حدود چند ثانیه تا یک دقیقه بدون
تکرار ، یادآوری شوند. همچنین ظرفیت آن خیلی محدود و کم است. George
A miller (1956) زمانی که در
آزمایشگاههای Bell
کار می کرد ، آزمایشاتی انجام می داد که نشان می داد ، ذخیره های حافظه کوتاه مدت
2 ± 7 آیتم بود. (عنوان مقاله ای مشهور اوهم ،
اعداد جادویی 2 ± 7 بود.) تخمین ها وبررسی ها و
ارزیابی های پیشرفته و مدرن در رابطه با ظرفیت های حافظه ی کوتاه مدت هم مقادیری
پایین را نشان می دهد ، یعنی چیزی حدود 4 الی 5 آیتم ، و ما می دانیم که ظرفیت
حافظه می تواند از طریق یک فرایند یا روند به نام chunking افزایش یابد. برای مثال اگر ، این
رشته را پشت سر هم داشته باشیم: FBIPHDTWAIBM .
مردم قادرند تا فقط چند حرف از آن را به خاطر بیاورند ، به هر حال اگر این اطلاعات در روش زیر به صورت FBI PHD TWA IBM ارائه شوند ، آنگاه:
مردم قادرند تا تعداد بیشتری از حروف را به یاد آورند. این به این دلیل است که آنها قادرند تا اطلاعات را درون گروه معنی دار از حروف قرار دهند وبه خاطر بسپارند. جدای از معنی دار کردن اختصار بالا ، Herbert نشان داده است که اندازه و سایز ایده آل برای حروف واعداد خواه به صورت معنی دار و خواه بدون ومعنی سه تا می باشد. این امر ممکن است در زمینه نوشتن و به خاطر سپردن شماره تلفن ها در بعضی از کشورها بازتاب خوبی داشته باشد ، به این صورت که شماره تلفن به صورت سه رقمی ویک گروه پایانی از اعداد چهار رقمی که البته ممکن است این چهار رقم آخر به صورت دو تاعدد دو رقمی باشد از هم جدا نوشته می شوند.
حافظه کوتاه مدت برای ذخیره ی اطلاعات اساساً بیشتر از کدها و رمزهای صوتی و سمعی استفاده می کنند. تا رمزها و کدهای بصری و دیداری Conrad (1964) آزمایشی بر روی موارد آزمایشی که در واقع مجموعه ای از کلمات بودند که از لحاظ صوتی وصدا به هم شبیه بودند و ظاهراً برای یادآوری بسیار مشکل بودند را انجام داد.
به هر حال ، گزارش شده بود که تعدادی افراد قادر بودند تا مقدار زیادی از اطلاعات را به سرعت به خاطر آورند و آن اطلاعات را در مدت ثانیه ها به خاطر آورند.
حافظه بلند مدت
ذخیره در حافظه حسی و حافظه ی کوتاه مدت ، به طور کلی دارای یک ظرفیت بسیار کم و محدود و تداوم کوتاه مدت است ، به این معنی که اطلاعات برای یک دوره و مدت زمان مشخص در دسترس هستند ، اما این اطلاعات به طور نامحدودی در ذهن نگه داشته می شوند و فراموش نمی شود. برخلاف آن ها حافظه ی بلندمدت می تواند مقدار بیشتر و کافی و مشخصی از اطلاعات را در طول مدت نامحدودی ذخیره کند(برای مثال در مورد 7 عدد صحیح و تصادفی ها ممکن است که آن را فقط برای چند ثانیه قبل از فراموش کردن آنها به یاد آوریم.)
در واقع
آن در حافظه ی کوتاه مدت ما ذخیره می شود. به عبارت دیگر ، ما می توانیم شماره
تلفن ها را طبق تکرار آنها تا سالهای متمادی در ذهن نگه داریم وبه یاد آوریم ، این
اطلاعات در واقع در حافظه ی بلندمدت ما ذخیره می شود در حالی که در حافظه ی کوتاه
مدت اطلاعات را به صورت صوتی و کددار رمزگذاری
می کند ، حافظه بلندمدت آن را از لحاظ معناشناسی وبا معنی دار کردن آن را رمز دار
و کد دار می کند. Badeley
(1966) کشف کرد که پس از 20 دقیقه ، آزمایش موارد آزمایشی که شامل یک مجموعه از کلمات
داده هم معنی هستند ، حداقل میزان مشکل را در یادآوری آنها دارند.
حافظه ی کوتاه مدت از طریق قسمت های ناپایدار و تغییر پذیر رابطه ی ها سیستم های عصبی بسته به موقعیت و جایگاهشان در قسمت های جلوی و یا در قسمت های دیگر حفاظت و پشتیبانی می شوند . حافظه بلندمدت ، به عبارت های دیگر از طریق تغییرات ثابت و پایدار ارتباطات و رابطه ی عصبی بخش شده در سرتاسر مغز محافظت و نگهداری می شوند. فضای خالی (برای یادگیری اطلاعات جدید) جهت تثبیت وترکیب و انتقال اطلاعات از حافظه ی کوتاه مدت به حافظه ی بلندمدت بسیار لازم وضروری است ، اگر چه به نظر می رسد که خود آن اطلاعات را ذخیره کند. بدون داشتن فضای خالی اطلاعات جدید نمی تواند در حافظه ی بلندمدت ذخیره شوند. علاوه بر این ، آن ممکن است سبب تغییر ارتباطات و رابطه های عصبی برای مدت سه ماه یا بیشتر در اوایل یادگیری می شود. یکی از فعالیتها و عملکردهای خوب بهبود در اصلاح تثبیت و ترکیب می باشد و همچنین به حافظه و میزان و مدت آزمایش بستگی دارد.
مدل ها
مدل ها و نمونه های مختلف حافظه چگونگی عملکرد و کارکرد حافظه را نشان می دهد. در زیر به چند مدل و نمونه از حافظه که طی سالها تلاش توسط روان شناسان مختلف ارائه شده است ، آمده است. برای مثال tarnow اظهار داشته است که احتمالاً فقط یک حافظه وجود دارد که دارای ظرفیت ساختاری بین 6 و 600 ثانیه می باشد.
مدل shiffrn - Atkinson
مدل های حافظه ی چند ظرفیتی و چند ذخیره ای در ابتدا در سال 1968 توسط Ktkinson و shiffrin تشخیص داده شده اند.
در مورد مدل های حافظه ی چند ظرفیتی و چند ذخیره ای این طور گفته شده که خیلی ساده اند.
برای مثال : حافظه ی بلندمدت ، در واقع از زیر مجموعه های چندبخشی مثل فقط روش و مکانیسم است که سبب می شود تا سرانجام اطلاعات در حافظه ی بلندمدت ذخیره شوند اما شواهد نشان می دهد که توانایی یادگیری مطالب بدون تکرار هم امکان پذیر است.
همچنین
بررسی ها نشان داده است که کل ذخایر و اطلاعات ذخیره شده در حافظه در یک بخش واحد
وتنها در یک بخش قرار گرفته اند. برای مثال حافظه ی کوتاه مدت می تواند به دو بخش
و واحد متفاوت تقسیم بندی شود از جمله بخش مربوط به ذخیره اطلاعات بصری و دیداری و
بخش مربوط به اطلاعات صوتی وشنیداری . KF آن را ثابت کرده است. Potient Kf مغزش و سرش صدمه دیده بود و وی با
حافظه کوتاه مدتش مشکلاتی داشت که کلاً با چیزهای مثل اعداد ، حروف و کلمات و صدای
مشخص مشکل داشت. او همچنین نشان می دهد که ذخیره حسی به چند بخش مختلف دویدن ، مزه
کردن ، دیدن و شنیدن تقسیم
می شود.
مدل حافظه ای Working
درسال 1974 Hitch , Baddely مدل حافظه ای Working را که جایگزین حافظه کوتاه مدت با اجزاء فعالتر و بخصوص تر شده بود. در این مدل ، حافظه ی Working از 3 بخش ذخیره ای تشکیل شده است: بخش اجرای مرکزی ، بخش متخصص صداشناسی و شنیداری و بخش متخصص دیداری بصری. در سال 2002 این مدل پیشرفت کرد و وسعت یافت.
بخش اجرای مرکزی و اصلی ، اساساً مرکز توجه بوده است. آن اطلاعات را در 3 بخش ویا در 3 قسمت و 3 جزء طبقه بندی و دسته بندی می کند. بخش صداشناسی ، بخش بینایی و بصری و بخش محافظ چند بخشی و تا منسجم.
بخش
صداشناسی ، اطلاعات مربوط به شنوایی را از طریق تکرار صداها و کلمات به طور مداوم
، ذخیره
می کنند ، البته به صورت جدا جدا بخش بینایی و بصری و دیداری ، اطلاعات مربوط به
دیدن را ذخیره
می کند.
وقتی که کارها و فعالیتهای دیداری فعال می شود ، آن به کار می افتد و کارش را شروع می کند.
بخش buffer . spisodic ، تمام اطلاعات موجود را در جهت تشکیل
بخش های درست و کامل دیداری و بصری و اطلاعات لفظی و شفاهی را بر طبق ترتیب زمانی
آنها به هم مرتبط می کند. آن همچنین حافظه
بلند مدت و معنای سیتماتیک را به هم ربط می دهد.
مدل حافظه ای Working تعداد زیادی از مشاهدات تجربی را بیان می کند و توضیح می دهد ، از جمله اینکه چرا انجام دو کار متفاوت در مقایسه با دو کار مشابه ، آسانتر است و همچنین بیان تأثیر طول کلمات به هر حال مفهوم بخش اجرای مرکزی همانطور که قبلاً گفته شده است نامناسب و مهمل و گیج کننده است.
سطح های مختلف پردازش اطلاعات
Craik و Lockhart در سال (1972) روش و راهکاری را یک فرایند چگونگی بر روی اطلاعات ذخیره شده در مغمر به نسبت تکرار آنها ، تأثیر می گذارد ارائه کردند.
- سازمان دهی: Mandler در سال (1967) به هر کدام از شرکت کننده های آزمایش یک بسته کارت را که روی آن یک سری از لغات نوشته شده بود ، داد و از آنها خواست تا کارت ها را بر اساس هر سیستمی که دوست دارند به تعداد دلخواه تفکیک ودسته بندی کنند. وقتی از آنها خواسته شد تا هر تعداد از لغاتی را که می تواند به خاطر آورند ، آنها که از طبقه بندی ها و دسته بندی بیشتری استفاده کرده بودند توانستند ، لغات بیشتری را به یاد آورند. این آزمایش این نتیجه را حاصل کرد که سازمان دهی و طبقه بندی اطلاعات سبب یادآوری بیشتر این اطلاعات می شود.
-
تمایز و تفکیک و
جداسازی: Eysenck , Eysenck (1980) از شرکت کنندگان خواستند لغات را در روش و سبکی متمایز و
جداگانه مثلاً spell
(تلفظ) کلمات را در صدای بلند به زبان آورند. این شرکت کنندگان لغات را خیلی بیشتر
و بهتر از کسانی که آنها را به راحتی و به حالت معمولی
می خواندند وبه یاد می آورند.
- تلاش و کوشش: TYler (1979) یکی سری از (عباراتی که جابجا کردن حروف به وجود می آیند) در اختیار شرکت کنندگان قرار دادند که تعدادی از آنها خیلی آسان ساده و تعدادی هم سخت و مشکل بودند شرکت کنندگان حروف سخت ومشکل را بهتر به یاد می آورند تا حروف سخت تر را ، چرا که آنها تلاش بیشتری برای حفظ و به خاطر سپاری آنها انجام داده بودند.
-
شرح مبسوط ،
توصیف: malmer
برای شرکت کنندگان پاراگراف های توصیفی را در رابطه با ملت تعریف کرده ، تعدادی از
آنها پاراگراف های کوتاه و خواندنی و تعدادی از آنها هم پاراگرافهای با جملات
طولانی بود که نمایانگر مطلب و موضوع وایده ی اصلی بود. یادآوری پاراگراف های
پیچیده تر طولانی تر آسانتر است.
طبقه بندی اطلاعات بر اساس نوع آنها
Anderson (1976) حافظه بلند مدت را به دو حافظه صریح و حافظه غیر صریح تقسیم کرد.
حافظه ی declarative ، نیازمند یادآوری و خودآگاه و هوشیارانه می باشد.
گاهی اوقات آن حافظه ی صریح (caplicit) نامیده می شود چرا که در آن اطلاعاتی تشکیل یافته است که به وضوح وبه طور صریحی ذخیره و اصلاح و بازیافت شده اند.
حافظه ی declarative می تواند به صورت جزئی تر به حافظه ی سیستماتیک که حقایق برگرفته شده مستقل از متن را مد نظر و مورد توجه قرار می دهد ، حافظه ی چند بخشی که اطلاعات مختص به یک متن بخصوص را مورد توجه قرار می دهد مثل زمان و مکان. حافظه ی semantic یک دانش و حقیقت آشکار را درباره ی جهان شامل می شود ، مثل اینکه: پاریس پایتخت فرانسه است.
حافظه ی spisod ، به عباراتی بیشتر موضوعات و خاطرات شخصی را در بر می گیرد ، مثل حفظ یادآوری اتفاقات ویژه و بخصوص در زندگی افراد ، مثل احساسات و عواطف ، موضوعات شخصی و مسائل خصوصی در یک زمان و مکان مشخص. حافظه ی Autobiographical (مربوط به تاریخچه ای که کسی از زندگی خود بنویسید به عباراتی بیشتر مسائل و خاطرات شخصی فرد را در زندگی خصوصی اش در بر می گیرد ودر کل در واقع مشابه یا بخشی از حافظه ی episodic است.
حافظه ی دیداری و بصری: در واقع بخشی از یادآوری و ویژگی ها و خصوصیات احساسی خود ما که متعلق به تجارب دیداری و بصری است ، می باشد. در این حافظه می توان اطلاعاتی را مانند اشیاء ، مکان ها ، حیوانات را به خاطر سپرد. حافظه ی دیداری و بصری می تواند تعدادی از انواع تصاویر ادراکی را آماده سازی کند. برخلاف آن حافظه ی Lempleit یا pracedaral بر اساس یادآوری خودآگاه و هوشیارانه ی اطلاعات نیست.
بلکه آن بر پایه یادگیری غیر صریح و پیچیده استوار است. حافظه ی procedural در ابتدا در زمینه ی یادگیری مهارت های اولیه محرک فعال می شود وباید به عنوان بخشی یا زیر مجموعه ای از حافظه implicit بررسی ودر نظر گرفته می شود. آن نشان می دهند که وقتی کسی که کاری به او محول شده است آن را به خوبی انجام می دهد و اطلاعات داده شده به او را به خوبی به یاد می آورد واین امر فقط در نتیجه ی و ناشی از تکرار است ، هیچ حافظه ی implicit جدیدی تشکیل نشده است ، و هیچ فرایند یادگیری و حفظ اطلاعات جدیدی صورت نگرفته است. بلکه به طور ناخودآگاه به جنبه های از اطلاعات و تجارب قبلی دست یافته است. حافظه ی procedural مهارت ها و یادگیری های ابتدایی و اولیه را در بر می گیرد و آن بستگی به مغز و مخچه افراد دارد.
حافظه ی topographic (وابسته به نوشته برداری) در واقع توانایی هدایت کردن وراهنمایی کردن خود در محیط به منظور تشخیص و دنبال کردن یک مسیر ویا تشخیص مکانهای آشنا و مشخص می باشد. گم شدن در یک مسیر مسافرت به تنهایی ، در واقع نمونه ی بارزی از شکست وایجاد نقص در حافظه ی topographic می باشد. این امر اغلب در میان بیماران مسن که دچار زوال عقل ویا جنون شده اند اتفاق می افتد و بارز است.
طبقه بندی بر اساس موقعیت و جهت موقت وزود گذر:
یک راه حل
و روش اساسی و بنیادی برای برقراری تمایز بین نحوه ی عملکردهای حافظه ی مختلف این
است که آیا اطلاعات به یادآورده شده مربوط به گذشته هستند. حافظه rospective (گذشته نگر) و یا اطلاعات درآینده به
یاد آورده شده اند. حافظه ی prospective یا (آینده نگر) بنابراین حافظه گذشته نگر شامل
حافظه ی (simahtvic) و حافظه ی (episolac)
و حافظه ی phical
– autobiodra می باشد. برخلاف آن حافظه ی آینده نگر
برای معانی و مفاهیم بیشتر remember
– to – remembering می باشد.
حافظه ی آینده نگر در حالت جزئی می تواند به آیتم حادثه ی اتفاق و زمان تقسیم بندی
شود. برای آیتم time
یادآوری زمان از طریق swe
– time
به وجود می آید. مثلاً رفتن به دکتر (caction)
در ساعت 4 (cue) یادآوری euent (حادثه ، عمل ، اتفاق) از طریق cue)
ها به وجود می آید. مثلاً یاد آوردن پست یک نامه (Actian)
بعد از این جمعه پست نامه. (cue).
لازم نیست (cue) با (Actian) ها در ارتباط باشد. با آنها مرتبط باشند.
روان شناسی
به طور کلی مکانیسم های روان شناسی حافظه ی به سختی درک می شوند هر یک از قسمت های مربوط به مغز به فضای خالی مغز یکی از برجستگی های گرد سطح پایین مخچه ، یا قسمتهای در بخش های و قسمتهای ویژه به خصوص از حافظه قرار گرفته اند. برای مثال hippocamup مربوط به بخش و قسمت یادگیری spatial و یادگیری بیانی می باشد. در حالی که amygladala مربوط به بخش حافظه ای احساس و عاطفی می باشد. آسیب و صدمه در بخش های مشخص مغز در بیماران و حیوانات صدمه به حافظه آینده نگر در ابتدا به منبع اطلاعات صدمه می زند و موجب ایجاد نقص در آنها می گردد. به هر حال استفاده وبه کار انداختن قسمت های بخصوص از مغز و حافظه ممکن است به قسمت های مجاور هم آسیب برساند و آنها را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد علاوه بر این برای توصیف و تعریف حافظه آن و نقطه مقابل آن یعنی یادگیری که تنها به مناطق به خصوص مغز بستگی دارد ، کافی نیست. یادگیری و حافظه تحت تأثیر سلولهای عصبی تغییر می کنند و از طریق نیروها و استعداد و تواناییهای بلند مدت و استرس و فشارهای بلندمدت تحت تأثیر قرار می گیرند.
Hbb در بین حافظه ی کوتاه مدت و حافظه
بلندمدت تمایز قائل شده است. او بر این باور است که هر گونه اطلاعاتی که در حافظه
کوتاه مدت ذخیره هستند ویا هر گونه حافظه ی دارای
ذخیره کوتاه مدت ، برای مدت زمان
طولانی کافی درون حافظه طولانی مدت قرار می گیرد. تحقیقات اخیر نشان داده است که
امر غلط است. تحقیقات نشان داده است که تزریق مستقیم کورتیزون ویا این نفرین به
ذخیره اطلاعات جدید واخیر کمک
می کند. این قضیه در مورد تحریک بخش amygdale نیز صدق می کند این ثابت می کند که هیجان حافظه را با تحریث
هورمون های تأثیر گذار بر amyglada افزایش می دهد. استرس فشار مداوم و شدید ممکن است بر میزان ذخیره
حافظه تأثیر بگذارد و به آن صدقه وارد
کند. بیمارانی که بخش amyglada مغزشان آسیب دیده است. بیشتر مایلند تا اطلاعات و کلمات غیراحساسی
و غیر عاطفی را به یاد آورند تا اطلاعات و کلمات عاطفی را hippocampus برای حافظه axplicit بسیار مهم است آن هم چنین برای
یکپارچه کردن و منسجم کردن حافظه بسیار مهم است.
Hippocampus اطلاعات وداده ها را از بخش های مختلف دریافت می کند و آنها را به
بخش های مختلف مغز نیز انتقال می دهد و خروجیها را نیز از بخش های مختلف مغز خرج
می کند. ورودیها از بخش و قسمت های دوم و سوم مغز جایی که قبلاً تعداد زیادی از
اطلاعات وداده ها پردازش شده اند. می آیند. صدمه دیدن hippocampus همچنین ممکن است به از دست دادن حافظه
منجر شود ویا لطمه های را به روند ذخیره اطلاعات وارد می کند.
آشفتگی ، اختلال و بی نظمی
تعدادی از علوم و تحقیقات و دانش های کنونی در مورد حافظه بیشتر راجع به مبحث اختلال و آشفتگی در حافظه هستند . از دست دادن حافظه امروزه به نام (فراموشی)شناخته شده است . تعداد زیادی از انواع فراموشی وجود دارد که با مطالعه و بررسی نوع ها و شکل های مختلف آن ، امکان مشاهده ی نقص ها و کاستی های آشکار در افراد زیر مجموعه های حافظه ی مغز فراهم می شود . دیگر اختلالات در سیستم عصبی مثل بیماری آلزایمر همچنین ، می تواند برروی حافظه تأثیر بگذارد . افسردگی شدید و مفرط و علائم بیماری افسردگی شدید ، یک نوع از اختلال و آشفتگی است که برروی حافظه ی autbiograhical در افراد تأثیر می گذارد و اساساً این به این معنی است که آنها کوچکترین جزئیات به هر دلیلی در مغزشان ذخیره نمی شود را فراموش می کنند . علائم بیماری Korsakoff نیز در واقع نوعی فراموشی یا تصورات و خیالات خود ساخته است ، یک بیماری مغزی است که به شدت برروی حافظه تأثیر می گذارد .
یک شکست آنی و زودگذر کلمات موجود در حافظه هنگام به زبان آوردن آنها ، در واقع لکنت زبان نامیده می شود در واقع تحقیقات و بررسی های را برروی پدیده های لکنت زبان که ناشی از صدمه و آسیب بخش جلوی و Parietal مغز است ، انجام داده است .
حفظ و یادآوری و به خاطر سپاری
حفظ کردن به خاطر سپاری در واقع روش برای یادگیری ایت که به افراد اجازه می دهد تا اطلاعات را به صورت فاهی و زبانی به یاد آورند . یادگیری روتین و عادتی متداول ترین روش برای یادگیری و حفظ اطلاعات است . روشهای مختلف حفظ کردن و به خاطر سپاری طی سالهای متمادی توسط تعداد زیادی از محققان و نویسندگان از جمله Rossollius , Cosmos مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است .
تأثیر زمان و فاصله نشان می دهد که یک فرد بیشتر مایل است تا یک لیست از آیتم ها را زمانی که بین تکرار آنها فاصله ی زیادی افتاده است و مدت زمانی زیادی از آن گذشته است به یاد آورد.
به طور مشابه نیز نشان می دهد که افراد کارها و اطلاعات ناقص و کامل نشده را بهتر از اطلاعات و کارهای به اتمام رسیده به یاد می آورد.
در مارس 2007 محققان آلمانی دریافتند که آنها می توانند از خاصیت و ویژگی دوباره فعال سازی خاطره ها و حافظه ی جدید در مغز افراد ، زمانی که خواب هستند استفاده کنند . در این حالت آنها به صورت اتفاقی و به طرز دلخواه اطلاعات را بهتر به یاد می آورند.
در زمینه علوم ادراکی و شناخت در دانشگاه ایالت اُهایو ، محققان دریافتند صحت و درستی حافظه در جوانان با این حقیقت که آنها بیشتر از بچه ها می دانند و می توانند و مایلند تا این اطلاعات و دانش را وقتی که تازه آنها را یادگرفته اند به کار ببرند و استفاده کنند ،به خاطر می افتد.
این یافته ها در 2004 در ویرایش جدید جمله ی علوم روان شناسی به چاپ رسیده است .
تداخل و مداخله و اختلال می تواند به روند حفظ کردن و خاطر سپاری صدمه وارد کند . یک اختلال و مشکل وجود دارد که زمانی که شما اطلاعات جدید را یاد می گیرید آن باعث می شود که اطلاعات قدیمی را فراموش کنید. و یک اختلال و تداخل کنشگرای اتفاق می افتد به این معنی که یادگیری سری از اطلاعات جدید مشابه به آن را سخت تر می کند و احساس و عاطفه می تواند تأثیر چشمگیری برروی حافظه داشته باشد تعداد زیادی از تححقیقات نشان می دهد که به حافظه های روشن واضح بیشتر مایلند تا اتفاقات احساسی و عاطفی باشد و اغلب آنها را بیشتر از جزئیات و اتفاقات طبیعی واضح روشن به یاد می آورند.
اصلاح و بهبود و پیشرفت و و گسترش حافظه
حافظه ممکن است از طریق تعمیرات روش های زندگی ساده مثل حافظه ی متعهد ، خوردن و تغذیه سالم ، اشتغال در فعالیتهای فیزیکی مدرن و کاهش فشار و استرس ، بهبود یابد و پیشرفت کند
مرکز تحقیقات بین المللی در سال 2001 یک گزارش 14 الی 16 صفحه ای در رابطه با خوب و سالم نگه داشتن ذهن و پیشرفت و بهبود آن به عمل آمده و نوشته شده است تعدادی از نظریات و پیشنهادات در این رابطه فعال نگه داشتن ذهنی ، عقلانی آن از طریق یادگیری ، آموزش و یا خواندن و یا فعال نگه داشتن فیزیکی آن از طریق بالا بردن جریان و گردش خون در مغز و یا اجتماعی کردن آن و کاهش فشار استرس و داشتن خواب و استراحت کافی ، و جلوگیری از پایداریهای احساسی و عاطفی و جلوگیری فشار و استرس می باشد .
وظایف حافظه
هماهنگ کردن و مرتبط کردن یاد گرفته شده ها : در زمانی که کسی کلمه جدید و به خصوصی را برای مرنبط کردن آن با کلمه ی دیگر یاد می گیرد . برای مثال وقتی یک کلمه مثل SaFe یادگرفته می شود یکی باید یاد بگیرد که دیگر کلمه ی ویژه و بخصوص را مثل Green بگوید . این پدیده محرک و پاسخ است.
یادآوری Free: در طول این کار یک موضوع برای بررسی یک لیست از کلمات در خواست خواهد شد و آنگاه گاهی اوقات بعداً درخواست خواهد شد که آنهارا با یاد آورند و این هم تعداد از آنها را که می توانند و با یاد آورند بنویسند
تشخیص : درخواست خواهد شد که یک سری از کلمات و تصاویر را به خاطر بسپارند و پس از آن درخواست شود تا کلماتی و یا تصاویر قبلی ارائه شده را از میان لیست پیشنهادی که در واقع در لیست اصلی نبودند را تعیین کنند از آنها جدا کنند .